
مُد ایران چگونه در میان رژیمهای واسطهای چندگانه شکل میگیرد؟
24 بهمن, 1404
نقد کتاب فشن به عنوان اقتصاد خلاق
28 بهمن, 1404تلاشی برای رفع یک سوءتفاهم ریشهدار در ادبیات فرهنگی و حرفهای ایران
مقدمه: یک پرسش ساده با پیامدهای عمیق
اگر از فعالان حوزه پوشاک، طراحی لباس، برندهای نوپا، یا حتی مدیران فرهنگی در ایران بپرسیم «آیا مد با فشن تفاوت دارد؟»، معمولاً پاسخها یا بسیار قطعیاند یا کاملاً احساسی. عدهای با اطمینان میگویند «بله، فشن غربی است و مد بومیتر»، گروهی دیگر فشن را مترادف با پوششهای آوانگارد، ترندی، بدننما یا حتی «غیراخلاقی» میدانند، و در مقابل، مد را واژهای خنثیتر، رسمیتر و قابلقبولتر تلقی میکنند. این برداشتها آنقدر رایج شدهاند که در ادبیات رسمی، رسانهای و حتی دانشگاهی ایران، استفاده از واژه «مد» بهمراتب مشروعتر و کمهزینهتر از «فشن» به نظر میرسد.
اما پرسش اساسی این است:
آیا این تمایز، ریشهای علمی، تاریخی یا مفهومی دارد؟
یا با یک سوءتفاهم زبانی–فرهنگی مواجهایم که بهمرور، تبدیل به «حقیقت بدیهی» شده است؟
این مقاله با هدف پاسخدادن دقیق، ساده و مستند به همین پرسش نوشته شده. در این متن، نه از موضع دفاع از فشن صحبت میشود و نه از موضع نقد مد؛ بلکه تلاش میشود با رجوع به تاریخ واژهها، ادبیات دانشگاهی جهان، و مسیر ورود این مفاهیم به ایران، نشان داده شود که اختلاف اصلی نه در «کلمه»، بلکه در «برداشت ما از کلمه» است.

۱. تصور رایج در ایران: «مد» بومی، «فشن» غربی
در فضای عمومی ایران، یک تصور نانوشته اما بسیار قدرتمند وجود دارد:
اینکه «مد» نسخهی ملایمتر، قابلکنترلتر و کممسألهدارتر از «فشن» است. در این نگاه، فشن اغلب با مجموعهای از برچسبها همراه میشود: غربی، افراطی، ترندمحور، بدننما، یا حتی تهدیدکنندهی هویت فرهنگی. در مقابل، مد واژهای است که میتواند در اسناد رسمی، برنامههای تلویزیونی، سیاستگذاریهای فرهنگی و متون آموزشی بدون ایجاد حساسیت به کار رود.
این تمایز ذهنی، پیامدهای مهمی داشته است. بسیاری از فعالان این حوزه، آگاهانه یا ناخودآگاه، تلاش کردهاند خود را «فعال مد» معرفی کنند نه «فعال فشن». حتی گاهی دیده میشود که فشن بهعنوان «نسخهی غربیشدهی مد» تعریف میشود؛ گویی ابتدا چیزی به نام مد وجود داشته و سپس در غرب، به شکل افراطیتری به نام فشن تغییر شکل داده است.
مسأله اینجاست که این روایت، اگرچه از نظر اجتماعی قابلدرک است، اما از نظر تاریخی و علمی دقیق نیست. برای فهم این موضوع، باید یک گام به عقب برگردیم و ببینیم این دو واژه اساساً از کجا آمدهاند.
۲. پیشینه تاریخی واژهها: تبارشناسی «مد» و «فشن»
واژهی Fashion ریشه در فعل لاتین facere به معنای «ساختن» یا «شکلدادن» دارد. این واژه از طریق زبان فرانسوی کهن (façon) وارد انگلیسی شد و بهتدریج معنای امروزی خود را پیدا کرد: شیوهای خاص از پوشش، رفتار یا زیست که در یک دورهی زمانی رواج پیدا میکند.
در زبان فرانسوی، واژهی Mode دقیقاً همین معنا را دارد. Mode نیز به معنای «روش»، «شیوه» یا «الگوی رایج» است. نکتهی مهم این است که در متون کلاسیک اروپایی، Mode و Fashion نه رقیب هم بودهاند و نه متضاد؛ بلکه در زبانهای مختلف، ترجمهی یک مفهوم واحد محسوب میشدهاند.
در قرنهای هفدهم و هجدهم، زمانی که پاریس بهتدریج به مرکز تعیین سلیقه در پوشش و سبک زندگی بدل شد، واژهی mode در متون فرهنگی، درباری و سپس دانشگاهی رواج یافت. همزمان، در جهان انگلیسیزبان، fashion به همان مفهوم اشاره میکرد. هیچیک از این واژهها ذاتاً «غربیتر»، «افراطیتر» یا «ترندیتر» از دیگری نبودند.
به بیان ساده:
مد و فشن از نظر تاریخی، دو نام برای یک پدیدهاند، نه دو پدیدهی متفاوت.
۳. چرا «مد» در ایران جا افتاد؟ نقش منابع فرانسوی
برای فهم چرایی غلبهی واژه «مُد» در ایران، باید به تاریخ ورود مفاهیم مدرن به فضای فکری ایران نگاه کنیم. از اواخر دوره قاجار تا دهههای نخست قرن چهاردهم شمسی، بخش بزرگی از روشنفکران، مترجمان و نخبگان ایرانی، با زبان و فرهنگ فرانسوی در ارتباط بودند. فرانسه زبان علم، هنر، فلسفه و آموزش مدرن تلقی میشد و بسیاری از مفاهیم جدید، مستقیماً از متون فرانسوی وارد فارسی شدند.
در چنین بستری، طبیعی است که واژهی Mode (مد) زودتر و عمیقتر وارد ادبیات فارسی شود. این واژه در ترجمهها، روزنامهها و متون فرهنگی، بهعنوان معادل پدیدهای نوظهور در پوشش و سبک زندگی به کار رفت. در مقابل، واژهی Fashion که بیشتر در جهان انگلیسیزبان رایج بود، دیرتر و عمدتاً از طریق رسانههای جدید، صنعت مد جهانی و فرهنگ عامه وارد زبان فارسی شد.
این تفاوت مسیر ورود، بهتدریج باعث شد «مد» حس آشناتر، رسمیتر و حتی فرهنگیتری پیدا کند، در حالی که «فشن» واژهای جدید، خارجی و گاهی مشکوک تلقی شد. اما این تفاوت، ریشه در سیاست، تاریخ ارتباطات و زبان دارد؛ نه در ماهیت خود پدیده.
۴. ادبیات دانشگاهی جهان: «صنعت فشن» نه «صنعت مد»
اگر از فضای عمومی فاصله بگیریم و وارد ادبیات دانشگاهی و تخصصی جهان شویم، تصویر بسیار شفافتر میشود. در دانشگاههای معتبر دنیا، رشتهها، مجلات علمی و مطالعات بینرشتهای، تقریباً بهطور یکدست از اصطلاح Fashion استفاده میکنند:
- Fashion Studies
- Sociology of Fashion
- Fashion Industry
- Fashion Theory
در این متون، Fashion نه بهعنوان «نوع خاصی از لباس»، بلکه بهعنوان یک پدیده فرهنگی–اقتصادی پیچیده بررسی میشود. فشن در این معنا، شامل طراحی، تولید معنا، رسانه، برند، هویت، سیاست، جنسیت، طبقه اجتماعی و حتی قدرت است. لباس، تنها یکی از ابزارهای بروز فشن است، نه کل آن.
نکتهی کلیدی این است که در این ادبیات، تمایز اصلی نه بین «مد» و «فشن»، بلکه بین Fashion Industry و Apparel or Garment Industry است. اولی به صنعت خلاق، معناپرداز و نمادساز اشاره دارد؛ دومی به صنعت تولید پوشاک، با تمرکز بر اجرا، مقیاس و بهرهوری.
۵. برداشتهای زبانی: کلمه مشکلساز نیست، برداشت ماست
در زبان فارسی امروز، «مد» اغلب بهصورت خلاصهشده و سطحی به کار میرود: «این لباس مد است»، «مد امسال چیست؟». این کاربرد، ناخواسته مد را به «ترند زودگذر» تقلیل میدهد. در مقابل، فشن چون کمتر ترجمه شده و بیشتر به همان صورت انگلیسی استفاده میشود، بار معنایی پیچیدهتر و گاه اغراقشدهای پیدا کرده است.
اما اگر از منظر زبانی نگاه کنیم:
- مد = Fashion
- فشن = Fashion
تفاوتی که احساس میکنیم، نه از زبان، بلکه از زمینهی فرهنگی و سیاسی استفاده از واژهها ناشی میشود. وقتی یک واژه در موقعیتهای حساس کمتر به کار میرود، بهتدریج «مسألهدار» تلقی میشود؛ حتی اگر در اصل، معنای متفاوتی نداشته باشد.
۶. چرا این سوءتفاهم مهم است؟
ممکن است گفته شود: «چه فرقی میکند؟ هر کس هر واژهای دوست دارد استفاده کند.» اما این سوءتفاهم، پیامدهای عملی مهمی دارد. وقتی فشن صرفاً بهعنوان پوشش افراطی یا ترندی دیده میشود، بخش بزرگی از ظرفیتهای آن نادیده گرفته میشود:
نقش فشن در اقتصاد خلاق، در برند ملی، در دیپلماسی فرهنگی، در روایت هویت، و در ارزش افزوده نامشهود.
در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان ایرانی، ناخواسته خود را در جایگاه «تولیدکننده پوشاک» محدود میکنند، در حالی که میتوانند در جایگاه «کنشگر صنعت فشن» عمل کنند؛ جایگاهی که نیازمند خلاقیت، روایتسازی، ارتباط با رسانه و درک عمیق مخاطب است.
۷. جمعبندی: مسأله کلمه نیست، مسأله نگاه است
در نهایت، میتوان گفت:
- مد و فشن از نظر مفهومی تفاوتی ندارند.
- تفاوتی که در ایران احساس میشود، حاصل تاریخ ورود واژهها و حساسیتهای فرهنگی است.
- در جهان، تمایز اصلی بین «فشن» و «تولید پوشاک» است، نه بین مد و فشن.
اگر این تمایز درست فهمیده شود، بسیاری از سوءبرداشتها، مناقشات و حتی سیاستگذاریهای نادرست اصلاح خواهند شد.
جدول مقایسهای نهایی: برای رفع سریع سردرگمی
| موضوع | مد | فشن |
| ریشه واژه | فرانسوی (Mode) | انگلیسی/فرانسوی (Fashion) |
| معنا | شیوه و الگوی رایج | همان شیوه و الگو |
| تفاوت مفهومی | ندارد | ندارد |
| برداشت رایج در ایران | بومی، رسمی، خنثی | غربی، ترندی، افراطی |
| کاربرد دانشگاهی جهانی | کمتر بهصورت مستقل | واژه اصلی و مرجع |
| ارتباط با لباس | یکی از نمودها | یکی از نمودها |
| اشتباه رایج | تقلیل به ترند | تقلیل به پوشش خاص |
| تمایز واقعی | – | در برابر «تولید پوشاک» معنا پیدا میکند |
|
نویسنده: شریف رضویشریف رضوی هستم، کارآفرین، مدیر و پژوهشگر فشن و صنایع خلاق در ایران. مدیر اجرایی شورای مُد ایران ، دبیر هفته مُد تهران و مدیر و موسس مرکز نوآوری مُدارا. در صورت تمایل به آشنایی بیشتر می توانید علاوه بر صفحه اصلی سایت به آدرس شبکه های اجتماعی من در لینکدین و اینستاگرام مراجعه کنید. بازنشر و استفاده از این مطلب با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است. |



